0

Sarbàz – سرباز
سرباز از دو کلمه‌ی سر به معنای: سر،بالاترین حد است و باز نیز به معنای زیاد است.
نام رودخانه‌ی سرباز به دلیل داشتن سرهای زیاد(سرکَور،هنسانۏچ،گوَیمرک،جَژّان،رُمپان،دپکَور،کیشکَور و سرهای کوچک دیگر) است
سرکوَر به معنای بالاترین حد رودخانه اصلی ترین رود تشکیل دهنده‌ی رودخانه‌ی سرباز است۔
اینکه نامگذاری سرباز به دلیل باز بودن فضای بالای آن و کوه بودن دور آن است یک تخیل است اگر قرار بر این بود که اینجوری نامگذاری شود نامش سرپَچ می بود نه سرباز پس شاید  رودخانه‌ی سرباز به معنای رودی هست که سرچشمه‌های زیادی دارد.

Lut – لوت
لوت در زبان بلوچی به معنای جای بی آب و علف است و نام کویر لوت یک نام کاملا بلوچی است۔

Taptàn – تپتان
تپتان یا تفتان به معنای گرما هست،تپت به معنی گرمی و کلمه‌ی تپتان جمع کلمه‌ی تپت است۔

Vàš – واش
واش یا خاش برگرفته از کلمه‌ی بلوچی وش به معنی خوش و به دلیل خوش آب و هوا بودن خاش است۔

Sarkaur – سرکَور
سرکور از دو کلمه‌ی سَری به معنای بالایی/بالادستی و کَور به معنای رود است و نام سرکور بدلیل اینکه بالادستی ترین رود سرباز است سرکَور نام گرفته است۔

Golula – گُلوله
گلوله یعنی با لوله و چون تیری است که با لوله‌ی تفنگ،تانک و… شلیک میشود نام تیر گُلوله به خود گرفته گۏں در بلۏچی به معنی با در فارسی و With در انگلیسی است و مخفف آن گُ میشود۔

Sarhadd – سرحد
سرحد از دو کلمه‌ی سَری و حد ترکیب شده به معنای حد بالایی

Zàbol – زابل
زابل از ترکیب نام زال و کلمه‌ی بُل(به معنی تاج) ترکیب شده و به معنای تاج زال هست که به صورت زالبُل و سپس برای تلفظ بهتر به زابُل تغییر یافته۔

اوقات در زبان بلوچی

مقاله قبلی

لوگی چیزان ء نام پہ بلوچی

مقاله بعدی

نظرات

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.